![]() |
![]() |
|
| ای که در را به روی من می بندی درو وا کن دستم لای در گیر کرده |
|
ببخش ببخش ببخش وقتی یکی از دوستانم با 25 سال سن شکست خورد ،بهش گفتم تا چند وقت صبحا وقتی بیدار می شی می بینی که شبیه مرده ها راه می ری و تو هوا زندگی می کنی ، وجودت پر از غمه و دوست داری چشمات همونطوری که تو خواب بسته بود واسه همیشه بسته باشه ، دوست داری بری بالای یه قله و فریاد بزنی ، دلت می خواد تیکه تیکه شدنش و جلوی چشمات ببینی بهش گفتم تنها کاری که میکنی این باشه که وقتی به آرامشه کامل رسیدی چشمات و آروم رو هم بزار و زیر لب چند بار زمزمه کن می بخشمش وقتی این زمزمه رو تموم کن که دیگه مطمئنی بخشیدیش این کارو کرد ُولی هیچ وقت نفهمید ، کسی که این همه سال از خودش کوچیکتر ه چهطوری اینا رو درک می کنه نمی خوام با گفتن این جمله بگم خیلی بخشنده ام و دوست دارم دیگران و امر به معروف و نهی از منکر کنم نه اینطوری نیست به اون خدایی که اون بالاست و از دل داغونم خبر داره قسم می خورم که اینطوری نیست فقط قسطم این بود که اون و به ارامش برسونم چون می دونستم اگه نمی بخشید تا اخر عمرش دنبال انتقام و کثافت کاریای اون می یوفتاد و تا چشم باز می کرد می دید که دیگه تمام عمرش تموم شده و داره چشماش و از این دنیا می بنده و دستاش و کوتاه می کنه |
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 مهر1386ساعت 19:32 توسط زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ني ني که ازخواب پا ميشه جيش داره...........زنبور که روگل ميشينه نيش داره...............حاجي که از مکه مياد ريش داره........شطرنج که بازي ميکني کيش داره ….........اين ريسيور رو پشت بوم ديش داره.....چوپون که تو بيابونه ميش داره........اين تلفن که مي چتي اخره ماه فيش داره………………
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 مهر 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
|
RSS
|