تبليغاتX
عاشقانه ها
ای که در را به روی من می بندی درو وا کن دستم لای در گیر کرده

سلام به بچه های اینترنتی

 

 

دلیل اینکه زود آپ کردم اینه که یادم نبود نورور نزدیکه

 

امیدوارم اونایی که مسافرت می رن بهشون خوش بگذره

 

 اونایی هم که نمی رن دماغشوت بسوزه که اون یکی

 

ها رفتن مسافرت همیشه سال تحویل بغض چند ماهم

 

می ترکه چون یه سال با سرعت برق می گذره ولی

 

امسال ....

 

بذگریم برا ما ام دعا کنید ها (محتاجیم به دعا)هرکی برام دعا کنه براش دعا

 

 می کنم (یه معامله ی خوف)

 

سال خوفی داشته باشید

 

 

 

 

اینم از ماهیه سفره ی هفت سین

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 8:45  توسط زهرا | 

 

 

بعد چند تا تلفن مخفیانه به اون حالا فهمیدم آدم نیست ، آقای میم و می گم ،

 

فهمیدم با هزار تا دختر لاس زده (آشغال)، فهمیدم هزار تا دختر و مکان برده (بد بخت

 

دخترا)، فهمیدم یه بار110 گرفتتش و با تاهد (وای با تاهد )آزاد شده ، و خیلی

 

چیزای دیگه که من خبر دارم و بهتره کسی ندونه (کاش می شد بگم )

 

راستش الان یک ماهی هست که باهاش تموم کردم ، تازه چند روز پیش به سرم زد

 

به چند تادختر لات بگم زنگ بزنن بهش و ته توی کاراش و در بیارن ، همه ی

 

مشخصاتش و بهشون دادم تا کم نیارن آخه می دونی آقای میم خیلی تقصه و کم

 

نمی یاره ، بهش زنگ زدن(حتی رفتن یه رم از طرف من زدنش (آخیش حرصم خالی

 

شد )) و بعد دو روز خیلی چیزا رو فهمیدم که چند تا شم گفتم ، خیلی ناراحت شدم

 

اما به روی مبارک نیووردم (من از اون یه دنده تر)،تازه دارم می فهمم این هرزه ها

 

توی دنیای کوچیک ما خیلی زیادن خیلی ، حالا آقای میمانداختم تو دست بسیجیای

 

و منکرات که خودشون بدونن این آدم چقدر دخترا رو بی چاره کرده ، کاش می شد

 

یه بار تو صورتش نگاه کنم و هر چی دلم می خواد بهش فوحش بدم و ...بزنم تو

 

صورتش ، این کارارو برای انتقام نکردم برای اینکه خیلی ها می خوان تو دام میم و

 

دوستاش بیوفتن و داغون بشم کردم .

 

راستش می دونی خیلی بده که آدم با خودش عهد بسته باشه که گریه نکنه و

 

دلش پر باشه و هر روز از درون شکسته تر بشه .

 

عیبی نداره بالاخره ما که گذشتیم خدا کنه اونا ی دیگه ام ازش بگذرن و ببخشنش!

 

آخه یکی به من نیست بگه دختر اون همه باهاش مهربون بودی ، قرار می ذاشت و

 

نمی یومد هیچی نمی گفتی ، بهت زنگ نمی زد صدات در نمی یومد ، بهت تهمت

 

زد(تهمتایی که تا فی خالدونم سوخت ) وایسادی و تو چشماش نگاه کردی و گفتی

 

آره همه ی اینا که می گی منم ، فهمیدی با دخترای دیگه ام هست و جزاین که

 

بهش بگی می خوام برم هیچ کاری نکردی ،آخه یکی به من بگه من که این همه به

 

دیگران فوحش می دم و به قول بعضی خیلی لاتم چرانقدر با این آدم لطیف برخورد

 

کردم .

 

خدایا یه کاری کن بتونم این بار مثل آدمایی که همیشه توی چشماشون نگاه

 

می کنم توی چشم میم هم نگاه کنم وبگم حیف اون همه مهربونی ، کاش این همه

 

صبرو برای یه آدم لایق داشتم نه اون .

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 9:33  توسط زهرا | 

                  

 

 

 

 

کی باورش می شه ؟

 

نمی دونم توی این روزا چرا انقدر دلم می گیره..... آدما سعی می کنن همیشه با نشون دادن خنده بگن غم ندارن ......دیگه از این خنده ها خسته ام ..... کی باور می کنه مممنننن ........دختری که همیشه تو مدرسه خنده هاش معروفه....شیطونیاش و همه می شناسن ....هر سال با انضاطش در گیره ....دختری که سر کلاسا تیکه نپررونه آروم نمی گیره .... کی باور می شه من.... کسی که نرسیدن به خواسته هاش و فقط با لبخند نشون می ده..... کسی که وقتی دید عشقش با کسه دیگه ایه ....با خنده بهش گفت من و تو تقدیرمون جداییه .... می دونم هیچ کس باور نمی کنه شر مدرسه(خونه) دختری که روزی هزار بار از طرف معلم و مدیر و ناظم باز خواست می شه و روزی هزار بار پیش معلما خاروکوچیک می شه.... این همه دلش پر باشه :

از روزگار..... از عشقش .....از دیوونگی هاش ....از همه چیز ....

از اینکه چقدر خستست ....هیچ کس خبر نداره تو دلم چی می گذره !

(هر وقت خیلی دلم می گیره برای اینکه بگم من شادم فقط خندیدم ).

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 20:19  توسط زهرا | 

 

«کاش می تونستم

ذره ای از غرورم و بشکونم تا بتونم به دنیا بگم

بابا وایسا دیگه نمی تونم

کاش می تونستم

برای یکبارم که شده بهش رو بندارم وبگم تنها نذار

کاش می تونستم

یک ذره تلاش می کردم تا اون و عوضش کنم و نذرام

برای همیشه تنها بمونم !»

 

دلم خون شد در این افسرده پاییز

در این افسرده پاییز غم انگیز

 

غروبی سخت محنت بار دارد

همه درد است و با دل کار دارد

 

شرنگ افزای رنج زندگانی

غم او چون غم من جاودانی

 

افق  در موج اشک و خون نشسته

شرابش ریخته ، جامش شکسته

 

گل و گلزار را چین بر جبین است

نگاه گل نگاه واپسین است

 

پرستو های وحشی بال در بال

امید مبهمی را کرده دنبال

 

نه در خورشید نور زندگانی

نه در مهتاب شور شادمانی

 

فلق ها خنده ی بر هم فسرده

شفق ها عقده ی در هم فشرده

 

کلاغان می خروشند از سر کاج

که شد گلزار ها تاراج تاراج

 

درختان در پناه هم خزیده

ز روی بام ها گردن کشیده

 

خورد گل سیلی از باد غضب ناک

به هر سیلی گلی افتاده بر خا ک

 

چمن را لرزه ها در تار و پود است

رخ مریم ز سیلی ها کبود است

 

گلستان خرمی از یاد برده

به هرر جا برگ گل را باد برده

 

نشان مرگ در گرد و غبار است

حدیث غم نوای آبشار است

 

چو بینم کودکان بی نوا را

که می بندند راه اغنیا را

 

مگر یابند با صد ناله نانی

در این سرمای جان فرسا مکانی

 

سری بالا کنم از سینه ی کوه

دلم کوه غم و دریای اندوه

 

نگاهم می شکافد آسمان را

مگر جوید نشان بی نشان را

 

به دامانش در آویزدبه زاری

بنالد زین همه بی برگ و باری

 

حدیث تلخ اینان باز گوید

کلید این معما با ز جوید

 

چه گویم بغض می گیرد گلویم ؟

اگر ا او نگویم با که گویم ؟

 

فرود آید نگاه از نیمه راه

که دست وصل کوتاه است کوتاه !

 

نهیب تند بادی وحشت انگیز

رسد همراه بارانی بلا خیز

 

به سختی می خروشم : «های باران

چه می خواهی ز ما بی برگ و باران ؟

 

برهنه بی پناهان را نظر کن

در این وادی قدم آهسته تر کن

 

شد این ویرانه ویرانتر چه حاصل ؟

پریشان شد پریشان تر چه حاصل ؟

 

تو که جان می دهی  بر دانه در خاک

غبار از چهر گل ها می کنی پاک

 

غم دل های مارا شست و شو کن

برای ما سعادت آزرو کن »

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 16:41  توسط زهرا | 

 

 

 

خیلی سخته زنده باشی و

 

ندونی داری زندگی می کنی!

 

خیلی سخته که این همه آدم و در آغوش بگیری و

 

در آخر بفهمی چه خنجری به دلت زدن

 

خیلی سخته همیشه تو خودت گریه کنی و

 

جلوی دیگران بخندی!

 

خیلی سخته که تو چشماش نگاه کنی و

 

خودت ازش بخوای برای همیشه فراموشت کنه

 

 ( درحالی که خیلی دوسش داری)!

 

خیلی سخته که هر وقت به خودت نگاه می کنی ،

 

..................می شکنی!

 

خیلی سخته با این همه آدم رفت و آمد کنی و

 

باز هم تنها تر از همیشه بشی!

 

خیلی سخته که آدمی رو که دوسش نداری

 

 توی این دنیای بزرگ همیشه جلوی چشمات باشه

 

اما آدمی رو که عاشقشی هیچ وقت پیدا نکنی!

 

خیلی سخته که توی آسمونه به این بزرگی

 

........................هیچ ستاره ای نداشته باشی !

 

و سخت تر از همه اینه که کسی رو که دوسش داری

 

 وعاشقشی بدونی دوست نداره و

 

 

                   با کسه دیگه ایه!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 13:48  توسط زهرا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
ني ني که ازخواب پا ميشه جيش داره...........زنبور که روگل ميشينه نيش داره...............حاجي که از مکه مياد ريش داره........شطرنج که بازي ميکني کيش داره ….........اين ريسيور رو پشت بوم ديش داره.....چوپون که تو بيابونه ميش داره........اين تلفن که مي چتي اخره ماه فيش داره………………

نوشته های پیشین
آبان 1386
مهر 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
دوستان
تنهایی مرام عشقه(ساراجان)
اسکروج(صبا جان )
عاشقانه ها( سعید جان)
اولین وب سایت عاشقانه شهر اهواز
من و تو در ...سوته دلان
عشق به بچه های خوزستان...همه چیز است
خیانت(الهام جان)
گل سرخ(محمدجان)
ღ♥ღخیلی دوستت دارم عشق منღ♥ღ
یادداشتهای یک وبلاگر
باز هم عشق
عشق عشق لاتی
گپ خودمانی
خاکستر خیال
خرده دره
امیر تازه کار
گل سرخ(حامدجان)
شاعرانه ها
شما چی می خواید ؟ / ?WHAT DO YOU LIKE
Persian Gangsta-Rap
دوستانه(سعید جان)
دستمال کاغذی(ساساجان)
باران(شیرین جان)
ستاره ی میکده (ستاره جان)
GHELYOOON ... This Is My Life
فاطمه جان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان